Sunday, October 16, 2005

رفت

ناهید هم رفت.با مرسیه تا ترمینال باهاش رفتیم .چند تا کار خوب هم کردیم کمک به دودلداده،کمک به یک بچه،کمک به دو دختر.با بدبختی هم به خوابگاه برگشتیم.
دادن شماره ی عاشق به معشوق،بستن پنجره ی اتو بوس،فریاد برای ایست اتو بوس