Sunday, November 06, 2005

یوحنا

دیروز دوباره صدای یوحنا رو شنیدم.انگار داره تاریخ تکرار می شه ،خواستم پاشم برم پیشش و باز از اون کارهای پریایی بکنم.چشام پر اشک بود و گلوم پر فریاد!با تمام وجود یوحنا رو صدا می کردم.دیگه دارم جدی دچاره توهم می شم. فکرهای عجیبی تو ذهنمه.جدی می ترسم دیوونه بشم! اما نه از اون دیوونه هایی که دکتر شریعتی می گفت و نشان مسخ شدن بود ،از اون دیوونه ها و دیوونگی هایی که خود خودتی!شیزوفرنی هم که دارم،یوحنا اگه صدام رو می شنوی بگو چی کار باید بکنم؟داره می زنه به سرم که بی خیال همه چی بشم و بزنم به بیابون.یوحنا می خوام ببینمت.لا اقل جوابم رو بده.
یوحنا!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!1