پریا خسته تر از همه ادم های خسته است!حالم از همه ی دنیا و ادم هاش به هم می خوره!همه چیز برام بی معنی شده مثل خدا،زندگی،عشق.مردن هم بعضی موقع ها چیز خوبی!اخ یوحنای مجنون حتی تو هم خسته شده ای!به خاطر دیگران ادای ادم های خوشحال رو در اوردن حالم رو به هم می زنه!ای کاش می شد برم یک جای خلوت و یک ماهی تنها می بودم!خدا کنه دوستهام مشکلی براشون پیش نیاد و درس هاشون رو پاس کنند!دیروز فهمیدم که دیگه نمی تونم ادا در بیارم دیگه نمی تونم دروغ بگم من دوستهام رو پیدا کردم و دیگه نمی تونم توی هوای دیگه ای غیر هوایی که اونها نفس می کشند نفس بکشم!ولی اون ها هم تنهام گذاشتند!اشکال نداره بزار بخندند اونها که همش دنبال بهانه ای برای خندیدن می گردند!